قهرمان ميرزا عين السلطنه

6804

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

خرج عيد سه‌شنبه 12 [ شعبان ] - صبح خانهء دروازه قزوين رفتم . طرح قشنگى و باغچه‌بنديهاى خوبى ميرزا محمد انداخته . درختها را كم‌وبيش كاشته بودند . كاجها را كاشته بودند . دوازده كاج داشت . از يوسفيه ، از شمران هم درختهاى ميوه و تبريزى آورده‌اند . خانم هنوز تشريف نبرده ، يعنى چهارصد تومان باقى است تا ندهم . قدم از قدم برنمىدارد . ساعد الدوله دويست تومان ديگر داد . صد خرج عيد شد ، صد ديگر باقى است . اگر پانصد تومان را روز پنجشنبه بدهد كلك خانم كنده مىشود و الّا فلا . مظالم قاجار حاجى سيد مجتبى ديروز در مسجد شاه بود . ( سيدى معروف ) سيد على شوشترى كه بنا بود وكيل هم بشود و هنوز نشده منبر رفت . باز از مظالم آل قاجار و فجايع آنها گفت و مداحى از سردار سپه گفت . بعد از آن‌كه نبىزاده ( پسر حاجى شيخ عبد النبى مسخرهء مقلد ) مطالب ديگر را گفت به اتفاق آقايان بايد خانهء رئيس الوزرا رفته از او استدعا كنيم جمهوريت را برقرار كند . حالا بگوئيد زنده باد جمهورى ، زنده باد سردار سپه . فقط سه نفر زنده‌بادى مثل آن‌كه گلويشان را فشار داده باشند گفتند . دو بيرق قرمز هم بالاى منبر و پائين بود . آژان زيادى هم چه ميان مردم چه در كنار صف كشيده بودند ، تا اگر كسى بر خلاف حرف بزند دستگير كنند . نبىزاده‌اى در كار نبود ، آن بچه‌ها بيرق را حركت دادند . مردم تا توى بازار رفتند و از آنجا متفرق شدند . سيدى تنها ماند با آن دو بيرق‌دار . به جاى خانهء سردار سپه منزل خودش پاچنار رفت . خانهء سردار سپه - امير موثق خانهء سردار سپه همان جلو خان هلالى باغ اميريه است كه فعلا باغ اميريه قسمت زيادش فروخته شده تتمه با عمارت عالى آن مدرسهء نظام است . يكى از كارهاى خوب سردار سپه احياى اين باغ و عمارت بود كه مىرفت پاك منهدم شود و حالا مدرسهء عالى شده است . رئيس مدرسه نظام رفيق قزوين خودمان امير موثق است كه باطنا از ترقيات يارو كه يكى از زيردستان نازل او بود بسيار ناراضى است .